تبليغاتX
یادداشت های روزانه من - کوزه های آبیِ لاله جین

پشتِ شیشه ی انتظار که می بینم تان ، دلم به شادیِ کودکانه ای پر می کشد به داشتن تان ، تا سهم کوچکی از خانه ام آبی شود و خاطره ای فیروزه ای برایم زنده کند ، از روزهای کودکیم.

خانه ای که هرۀ پنجرۀ آفتابی اش پُر بود از کوزه های کوچک و بزرگِ آبیِ لاله جین ... پُر از طعم ترش و شیرینِ روزگارانم. آن سوی رنگ آبی تان ، کوچه ای ، که حیاط بزرگی بود برای بازی های کودکانۀ من و همه ی آنهایی که دوست بودند از جنس خواهر و برادرم ... کوچه ای که همه ی مادران ، خواهر بودند و  سهم من ، خاله های دوست داشتنیِ بی شمار ... و جای بعضی چقدر خالیست! ... و جای همه ی آن روزگاران که شاد بود و بی خیال گذشت.

روزهایی به رنگ سبز آرامش ... پُر بود از گل و کتاب و شادی و میهمانی و رقص و رقص و رقص ...

امروز ، همه ی حسرتش ، آه می شود به دیدن تان ، کوزه های آبیِ لاله جین ... به هوای آن روزها ، تمام تان را گل می کارم ، سبز و قرمز ... و همه ی وجودم نگاه می شود به رنگِ فیروزه ایِ ناب تان ، که محسورم  کند و مخمور به مزمزه ی خاطرات سبزِ کودکیم.

زیبا کرده اید خانه ام را امروز ، کوزه های آبیِ لاله جین ... که یکی کم بود ، تا به هر چرخش نگاه پُر شوم از سِحرِ نافهمیدنیِ فیروزه ی وجودتان و گل های باغچه ی خاطراتم.

مستم می کند این رنگ ، این عطر ، نور شمع و موسیقیِ دورِ آسمان آبی ، و من باز هم ...

غرق می شوم.


+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و پنجم اردیبهشت 1387ساعت 20:10 توسط سلماز |


X

صفحه نخست
پست الکترونیک


نوشته های پیشین

تیر 1387

خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386
آبان 1386
مهر 1386


پیوندها

چهل و هشت
فرشاد
مهتاب
کتایون
بهار
ماری
نفیس
هیسنا
گاهنامه ندا
پروانۀ کوچک
آن سوی مه
دل کوچولو
آفتاب ناز
سودابه
نلیا
لاله
پونه
رها
کتی
کورال
نیلسا
کیهان
امرتات
سپیده
مرجان
سرگشته
سودابۀ دیگر
تقویم صبورا
شکلات تلخ
آزاده نیلی
سوماپا
پیاده رو
کلپاسه
یک کارگردان
لبخند و زهرخند
دفترچه خاطرات
لحظه های ناب
کافه جویبار
هستی
نیلوفر
مهرگان
مقالات علمی رایگان
یکی از همین آرشها
تحلیل مسائل اجتماعی
خاطرات یک تدوینگر جوان
دلم برای باغچه می سوزد