تبليغاتX
یادداشت های روزانه من - کوزه شکسته

 

گل کوچک رویایی ... که اسیر باد ،

قلبت انگار درون اسیدی سرخ حل می شود

افکارت وا می رود از هم

گویی ، این قلم سال هاست در دست توست

نگاه می کنم ...

جز رد کبود فنجان چای ، روی کاغذهای سپید ، هیچ نمی بینم!!!!

بیهوده در انتظاری

آن اتفاق بزرگ رخ نخواهد داد

ابرهایت را جای دیگری بساز

اینجا هوا توفانیست!!!

+ نوشته شده در سه شنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1387ساعت 18:51 توسط سلماز |


X

صفحه نخست
پست الکترونیک


نوشته های پیشین

تیر 1387

خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386
آبان 1386
مهر 1386


پیوندها

چهل و هشت
فرشاد
مهتاب
کتایون
بهار
ماری
نفیس
هیسنا
گاهنامه ندا
پروانۀ کوچک
آن سوی مه
دل کوچولو
آفتاب ناز
سودابه
نلیا
لاله
پونه
رها
کتی
کورال
نیلسا
کیهان
امرتات
سپیده
مرجان
سرگشته
سودابۀ دیگر
تقویم صبورا
شکلات تلخ
آزاده نیلی
سوماپا
پیاده رو
کلپاسه
یک کارگردان
لبخند و زهرخند
دفترچه خاطرات
لحظه های ناب
کافه جویبار
هستی
نیلوفر
مهرگان
مقالات علمی رایگان
یکی از همین آرشها
تحلیل مسائل اجتماعی
خاطرات یک تدوینگر جوان
دلم برای باغچه می سوزد